أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
98
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
شويد از شهرها كه در آنجاى شما را آنچه از آن سؤال كرديد و آرزو خواستيد باشد . حسن بصرى گفت : ايشان اهل سواد بودند نشوء و تربيت ايشان از آن بود طبع ايشان با منّ و سلوى ساخته نبود ازين سبب ايشان را اين سبزى و خضراوات آرزو كرد روايتست از على بن موسى الرضا از پدرانش از امير المؤمنين على بن ابى طالب از رسول صلى اللّه عليه و آله كه گفت : « عليكم بالعدس فانّه مبارك مقدّس و انّه يرّقق القلب و يكثر الدّمع و انّه بارك فيه سبعون نبيّا آخرهم عيسى بن مريم » گفت : بر شما باد كه عدس بسيار خوريد كه آن مبارك است و مقدّس و پاكيزه است دل را تنك بكند و آب چشم را بسيار گرداند و هفتاد پيغمبر به دو دعا كردهاند ببركت كه آخر ايشان عيسى مريم است ، ضحاك گويد كه : مراد بدين « مصر » مصر فرعون است و ديگران گفتند كه : شهرى معيّن نيست . [ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ ] آنگه حق تعالى از خطاب ايشان با غيبت رجوع كرد بر طريقهء التفات و گفت : مذلّت و مسكنت و هوان و خوارى بر ايشان زده و نهاده شد تا هر كجا كه جهودى را بينى الّا ذليل و مهين نباشد و بازگشتند ايشان با خشم و غضب خداى اين همه از بهر آن بود كه ايشان كافر شدند بآيات خداى يعنى نعت و صفت محمّد صلى اللّه عليه و آله پنهان ميكنند و آيت رجم در توراة و انجيل پنهان ميكنند و پيغمبران را بناحق ميكشند و اين براى آنست كه ايشان فرمانهاى خداى را مخالفت كردند و از حدّهاى او تعدّى نمودند و و گفتهاند كه : مراد بمذلّت جزيه است كه خداى تعالى بر ايشان نهاد تا بمذلّت و مهانت ميگزارند چنان كه گفت : « حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ » و مراد به « مسكنت » درويشى است تا هر كجا كه جهودى را بينى يا درويش باشد يا درويش شكل يا درويش دل ، و مراد از آنكه « بِغَيْرِ الْحَقِّ » گفت آنست كه گفت : ايشان بىگناهى و بىعلّتى پيغمبران را ميگشتند ، در خبر مىآيد كه : جهودان در يك روز هفتاد پيغمبر را بكشتند در بازار بامداد و نماز ديگر هم در آن بازار ترّه ميفروختند .